ناسيوناليسم تركمني

تركمني، ناسيوناليسم. تركمنستان كشور كوچكي است كه 7/3 ميليون نفر جمعيت دارد و پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 به استقلال دست يافت. اين رخداد به اقوام تركمن اجازه داد تا براي نخستين بار در تاريخ، دولت ملي خود را تأسيس كنند. اوجگيري ناسيوناليسم تركمني را ميتوان در سه مرحله دنبال كرد. در نخستين مرحل كه از قرون وسطا تا سدة نوزدهم را دربر ميگيرد، قبايل تركمن در مناطق گستردهاي در شرق درياي خزر ساكن بودند و زبان، فرهنگ و هويت مخصوص خود را داشتند. در اين دوره، اين چادرنشينان تركزبان با همسايگان فارسيزبان خود مراوده داشتند و با وجود اينكه همچنان برخي از ويژگيهاي شمنپرستانة گذشتة خود را حفظ كرده بودند و بهشدت تحت تأثير عرفان صوفيها بودند و به تدريج اسلام آوردند. سنت شفاهي ادبيات و شعر كه استفاده از ساز سنتي دوتار ويژگي آن بود، به آنها كمك كرد تا با وجود اينكه جنگها و تجاوزات متعددي را پشت سر گذاردهاند، فرهنگ ملي متمايز خود را حفظ كنند.
دومين مرحله با سلطة روسيه / شوروي بر آسياي مركزي ارتباط دارد. اين مرحله در پايان سدة نوزدهم با الحاق بيشتر قبايل تركمن به امپراتوري روسيه آغاز شد ( اگر چه بسياري از تركمنها كه در سال 1994 تقريبا بالغ بر 5/2 ميليون نفر ميشدند در افغانستان و ايران باقي ماندند). نقطة عطف اين دوره، شكست خرد كنندة تركمنها به دست ارتش روسيه در گؤكتپه بود كه به سال 1881 رخ داد. در اين جنگ تلفات تركمنها از 150 هزار نفر فراتر رفت. ضميمه كردن سرزمينهاي تركمن به روسيه تغييراتي را در پي داشت كه از جمله ميتوان به نوسازي نظامهاي اقتصادي، آموزشي و سياسي اشاره كرد. پس از انقلاب 1917 روسيه، چندين سال طول كشيد تا بلشويكها كنترل كامل تركمنستان فعلي را به دست بگيرند و مقاومت محلي را (كه به جنبش باسماچي نيز معروف بود) در هم بشكنند. در سال 1924، جمهوري شورايي سوسياليستي تركمن تأسيس شد. رژيم شوروي دينزدايي را آغاز كرد، روحانيان را اعدام و مساجد را تعطيل كرد. آنها الفباي لاتين و بعدها سيرليك را نيز به اين منطقه آوردند، سطح سواد را افزايش دادند، و صنايع مدرن را وارد منطقه كردند. ولي نوسازي شوروي به قيمت جان هزاران نفر تمام شد كه در پاكسازيهاي استالين نابود شدند. به تدريج، با گسترش سواد، ظهور طبقة روشنفكر، و كاهش سركوب، ناسيوناليسم مدرن تركمنستاني ظاهر شد.

سومين مرحله، پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 آغاز شد. برخلاف جمهوريهاي بالكان يا آذربايجان، در تركمنستان سياست پرسترويكاي گورباچف به ايجاد جنبش آزاديبخش ملي يا مشاركت سياسي گسترده منجر نشد. مسير استقلال تركمنستان در سال 1991 با جنگها و درگيريهاي ملي رهاييبخش گسترده همراه نبود. بهجز درگيري ميان قومي كوچكي كه در سال 1990 رخ داد، فرايند كاملا صلحآميز بود. در سال 1990، زبان تركمن بهعنوان زبان رسمي جايگزين زبان روسي شد، و در سال 1993 خطي كه بر مبناي الفبايي لاتين بود جايگزين الفباي سيرليك شد. اين جمهوري با درگيريهاي قومي گسترده يا مهاجرت گسترده مردمي روبهرو نشد. شايد دليل اين مسأله، ساختار قومي نسبتا يكدست اين كشور باشد (77 درصد كل جمعيت اين كشور تركمن هستند). صفر مراد نيازف رهبر تركمنستان سعي كرد ارزشهاي سنتي جامعة تركمن را احيا كند تا با تلاش براي منسجم ساختن ملتي كه روابط قبيلهاي و طايفهاي هنوز نقش مهمي در آن دارد، ناسيوناليسم تركمني را تحقق بخشد. سياست ملي نيازف در شعار «خلق، وطن، و تركمنباشي» جلوهگر است [«تركمنباشي»، به معناي «پدر تركمن» لقب نيازف است] كه شكلهاي افراطي ناسيوناليسم دولتي، مساواتطلبي و استبداد را يكجا گرد هم ميآورد. وي خود را بهعنوان قلب جامعه، و رهبري معرفي ميكند كه همة قبايل تركمن و گروههاي قومياي را كه در اين جمهوري زندگي ميكنند، با يكديگر متحد ميسازد. سنگ بناي اتحاد ملي ايدههاي مبارزات آزاديبخش ملي عليه استعمار روسيه، قدرت اخلاقي اسلام، و شخصيت نيازف است.






