تبليغاتX
دايرةالمعارف ناسيوناليسم ترك

دايرةالمعارف ناسيوناليسم ترك

دايرةالمعارف جنبش‌ها، شخصيت‌ها و مفاهيم ناسيوناليسم ترك

اسلام كريمف

اسلام كريمف؛ رئيس جمهور ازبكستان

كريمف، اسلام، (1938 ـ     ). در سمرقند چشم به جهان گشود. پدرش ازبک و مادرش تاجيک بود و هر دو در جواني فوت کردند و او را تنها گذاشتند تا در يتيم‌خانه بزرگ شود. با وجود اين کريمف دانش‌آموزي سخت‌کوش بود. وي از مؤسسه‌ي پلي‌تکنيک آسياي مرکزي مدرک مهندسي مکانيک دريافت کرد و بخش نخست زندگي کاري خود را به‌‌عنوان مهندس در کارخانه‌ي هواپيماسازي تاشکند سپري کرد. کريمف از 1966 به بعد، فعاليت‌هاي کاري خود را در خدمات دولتي متمرکز ساخت. وي در آن سال در کميته‌ي برنامه‌ريزي دولتي ازبکستان مشغول به‌کار شد و در نهايت به مقام معاون اولي اين کميته رسيد. او از مؤسسه‌ي اقتصاد ملي تاشکند به دريافت مدرک دکترا نايل آمد. پيشرفت وي در مناصب دولتي، به ويژه پس از انتصابش به سمت وزير دارايي جمهوري ازبکستان شوروي در سال 1983 شتاب گرفت. سه‌سال بعد، يعني در سال 1986، کريمف به رياست کميته‌ي برنامه‌ريزي دولتي، معاونت شوراي وزيران، و قائم‌مقامي دولت ازبکستان منصوب شد. کريمف در ژوئن سال 1989 (خرداد 1367) به‌عنوان نخستين دبير کل کميته‌ي مرکزي حزب کمونيست ازبکستان کنترل اجرايي جمهوري ازبکستان شوروي را در دست گرفت. او در 24 مارس 1990 رسما توسط شوراي عالي جمهوري سوسياليستي ازبکستان شوروي به رياست جمهوري ازبکستان برگزيده شد.

در 31 اوت 1991، جمهوري ازبکستان به رهبري کريمف از اتحاد روبه‌فروپاشي جماهير شوروي اعلام استقلال کرد (جشن‌هاي رسمي روز استقلال کشور در اول دسامبر برگزار مي‌شود). جمهوري نوپاي ازبکستان ناگهان به پرجمعيت‌ترين کشور از نظر قدرت سياسي، اقتصادي، و اجتماعي به پرنفوذترين کشور در آسياي مرکزي پس از شوروي تبديل شد. چند هفته بعد، در نوامبر 1991 کريمف بر تبديل «حزب کمونيست ازبکستان» به «حزب دموکراتيک خلق» نظارت کرد. کمي بعد يعني در 29 دسامبر 1991، در نخستين انتخابات ملي جمهوري مستقل ازبکستان پيروز شد و با 86 درصد آرا به رياست‌جمهوري رسيد. در 26 نوامبر 1995 همه‌پرسي‌اي برگذار شد و با کسب 6/99 درصد آرا، رياست جمهوري کريمف تا سال 2000 تمديد شد. تا آن زمان، حکومت کاملا متمرکز او توانست شرايط اجتماعي نسبتا باثباتي را برقرار کند و اصلاحات اقتصادي و خصوصي‌سازي آرام و محتاطانه‌اي را به پيش ببرد. اگر چه با همسايگانش رفتاري توأم با احتياط داشت، ولي برحسب اقتضاي شرايط از نفوذ کشورش براي محدود کردن جنگ‌هاي داخلي همسايگان ازبکستان، يعني افغانستان و تاجيکستان، استفاده کرد.

نکته‌ي حائز اهميت اينکه هرچند به موجب قوانين ازبکستان احزاب سياسي رقيب غيرقانوني نيستند، ولي در رژيم کريمف اين احزاب تشويق نيز نمي‌شدند. مثلا «حزب دموکراتيک ارک (آزادي)» در 9 دسامبر 1992 منحل شد و رهبرش محمدصالح (که در انتخابات 29 دسامبر 1991، دوازده درصد از آرا را به دست آورده بود) اکنون در تبعيد به سر مي‌برد. رحيم پولادف، رئيس «جنبش مردمي بيرليک (اتحاد)» نيز به سرنوشت مشابهي دچار شدند. در سال‌هاي اخير کريمف که مسلماني است که براي مراسم حج به مکه مقدس سفر کرده و در مراسم تحليف رياست جمهوري يک‌ دست خود را بر روي قرآن قرار داده و سوگند ياد کرده، بيش از هرکس به گروه‌هاي اسلامي سخت‌گيري کرده است. در سال‌هاي 1992 و 1993، وي احزاب سياسي اسلامي نوپاي «عدالت»‌ و «حزب مقاومت اسلامي» را که از حمايت مالي وهابي‌ها [عربستان سعودي] برخوردار بودند منحل کرد. دولت او از اواسط دهه‌ي 1990 سرکوب فعاليت‌هاي سازمان‌هاي اسلامي، به‌ويژه در دره‌ي فرغانه‌ي ازبکستان را افزايش داده است. سياست‌هاي خشونت‌بار او اخيرا پاسخ‌هاي خشمگينانه‌اي را در پي داشته است، در 16 فوريه‌ي 1999، در زماني که قرار بود رئيس‌جمهور کريمف وارد دفترش شود تعدادي اتومبيل بمب‌گذاري شده در خارج از دفتر وي در تاشکند پايتخت ازبکستان منفجر شدند ولي او توانست از اين مهکله جان سالم به‌در برد. به موجب گزارشات رسمي، مسئوليت اين حملات را افراطيون اسلامي دره‌يفرغانه برعهده داشتند که بازداشت و به مرگ محکوم شدند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 5:19  توسط تورکآز توران  | 

ناسيوناليسم ازبكي

نقشه جغرافيايي ازبكستان

ازبكي، ناسيوناليسم. مردم ازبك، که در اصل آميزه‌اي از قبايل ترک هستند، در سدة پانزدهم بر منطقة ماوراء‌النهر در آسياي مرکزي، مسلط شدند، ولي به‌ندرت سرنوشت خويش را در دست داشتند، و حتي در اين موارد نادر نيز به ندرت متحد بودند. بنابراين، ابتدا مغول‌ها بر آن‌ها حکومت کردند و سپس ايرانيان، و روس‌ها به فرمانروايي بر آن‌ها رسيدند، ولي اين سرزمين در سدة شانزدهم شاهد ظهور سه خان‌نشين يا خانات بخارا، خيوه، و خوقند بود که هر سه ازبک بودند. ازبک‌ها که ابتدا در اواسط تا اواخر سدة نوزدهم به تحت‌الحمايگي روسيه درآمدند، در مرحلة جنبش‌هاي ناسيوناليستي وحدت‌آفرين سدة بيستم نقش ناچيزي داشتند و تا سال 1920 خانواده‌هاي خان‌نشين جداگانه خود را حفظ کردند (به‌جز در خوقند). اگر چه مخالفان اين طرح در 1916 و جنبش باسماچي در سال دهة 1920 شورش‌هايي عليه نظام‌هاي روسيه و شوروي به راه انداختند، ولي در ميان شورشيان، عنصر ازبک هنوز تحت‌الشعاع هويت گسترده‌تر اسلامي و ترکي بود.

رژيم جديد شوروي با وجود اين‌که در دهة 1920 ابتدا مدت کوتاهي کمونيسم ملي را در ميان اقليت‌هاي قومي مجاز شمرد، ولي خود در اصل به برنامة طولاني‌تر انترناسيوناليسم پاي‌بند بود (برنامه‌اي که حتي از وحدت ترک‌ها نيز گسترده‌تر بود). وي سياست متحدساختن اقوام هم‌زبان، ايجاد هويت‌هاي مبتني بر زبان ادبي، برقراري مرزهاي تفرقه‌انگيز و مصنوعي در سال‌هاي 1924 و 1925، و تحميل آن بر نظام‌هاي شبه‌فدرال، در واقع بدون اين‌که هويت اسلامي‌ـ‌ترکي طايفه محوري را که از قبل وجود داشت ريشه‌کن کند، و پيش از ظهور هويت جايگزين شورويايي، در بلند مدت در خدمت تقويت هويت ملي ازبکي بود.

اگر چه ناسيوناليسم ازبکي در دوران شوروي به اوج فعاليت جنبش‌هاي اوکراين يا جمهوري‌هاي بالتيک نرسيد، ولي حتي در مواردي که ازبک‌ها در جايگاه‌هاي برجسته رهبري مرکزي قرار داشتند نيز خصومت با حکومت کفار بيگانة مسکو‌نشين ادامه داشت. در اواخر دهه‌هاي 1960 و 1970 موارد مستندي از غرور خودستايانة ازبک‌ها و تجليل گذشتة باشکوه پيش از دوران سلطة روس‌ها در زمينه ادبيات و تاريخ‌نگاري در ميان ازبک‌ها مشاهده شد و مواردي از طرفداري از ازبک‌ها براي کسب جايگاه‌هاي قدرت در سلسله مراتب جمهوري ازبک به چشم مي‌خورد. شخصيت‌هاي فرهنگي و سياسي به حق تعيين سرنوشت و حق جدايي که در قانون اساسي شوروي ذکر شده بود توجه کردند. در اواخر دهة 1980 و اوايل دهة 1990، نارضايتي گسترده‌تري به‌چشم مي‌خورد که به‌ويژه در جنبش فراگير بيرليک (اتحاد) جلوه‌گر بود که در نوامبر سال 1988 تشکيل شد. اين جنبش از نخستين تظاهرات توده‌اي، در مارس و آوريل سال 1989، در ظاهر خط مشي انترناسيوناليستي نسبت به همة ساکنان جمهوري ازبک را در پيش گرفت، ولي به‌شدت خواستار حمايت از منافع اقتصادي، سياسي و فرهنگي اين جمهوري در برابر منافع مسکو و شوروي بود. اما تقسيم‌بندي‌هاي دروني و پذيرش برخي از پيشنهادات اين جنبش توسط دولت، به تضعيف سريع آن انجاميد. در واقع، در 29 ژوئن سال 1990 پارلمان ازبکستان بيانية حاکميت در زمينة مجموعه‌اي از مسائل داخلي را اعلام کرد. با وجود بيرليک و اين بيانيه، ازبکستان در اصل در اوخر سال 1991 که اراده و توانايي مسکو براي حفظ کنترل آن از ميان رفت به استقلال دست يافت.

 

پرچم جمهوري ازبكستان

 

هويت و خوداگاهي ازبک‌ها در دوران استقلال افزايش يافت. نياز به ايجاد هويتي روشن براي کشور جديد که حتي برخي از رهبران کمونيست کشور را وادار کرد تا مواضعي را اتخاذ کنند که کمتر از گذشته انترناسيوناليستي بودند، و با وجود اين به اندازة مواضع قبلي طايفه‌محور نبودند. اين مسأله انگيزه‌هاي داخلي و خارجي مختلفي داشت. از جمله عوامل خارجي، نفوذ بنيادگرايي اسلامي در جنوب از طريق افغانستان و در شرق از طريق درگيري‌هاي داخلي تاجيکستان بود. تلاش براي فاصله گرفتن از مسکو و روسيه نيز همين پيامد را به دنبال داشت. در واقع، ازبکستان نه‌تنها بايد از منافع خود دفاع مي‌کرد بلکه بايد با اقداماتي از قبيل ممانعت از عبور تجهيزات نظامي روسيه از خاک اين کشور به مقصد تاجيکستان نشان مي‌داد که به جاي روسيه به قدرت اصلي منطقه تبديل شده است. اين روحيه ناسيوناليستي که در سياست خارجي ازبکستان هويدا بود، در غرور اين کشور از اين‌که هيچ سرباز روسي در خاکش نيست و عضويت نيمه‌بند آن در جامعة مسترک‌المنافع کشورهاي مستقل که روسيه سرپرستي آن را بر عهده داشت نيز جلوه‌گر است. اين کشور در سال 1998 با پيوستن به گروه کشورهاي گوام مجددا بر جدايي خود از ورسيه تأکيد ورزيد و از نظر محلي دربارة وضعيت ازبک‌هاي دور از وطن در تاجيکستان و قزاقستان ابراز نگراني کرد و بر سر منابع آب که موجوديت آن‌را تهديد مي‌کرد با قرقيزستان درگير شد.

از نظر دروني، ناسيوناليسم شامل کشف دوبارة گذشتة جداگانه و احياي شخصيت‌هاي همچون تيمور لنگ (حاکم مستبد مورخان شوروي که اکنون به پدر نيکوکار و خردمند مردم تبديل شده بود) در ششصد و شصتمين سالگرد تولدش، در سال 1996، بود. تبليغات دولتي اتحاد ملي آشکارا عليه نيروهاي سياسي «تفرقه‌انگيز» و «برهم‌زنندة ثبات»، از جمله احزاب و تشريفات اقليت‌هاي قومي بود. حتي بر اساس آمار رسمي نيز حدود 39 درصد از جمعيت ازبکستان را غير از ازبک‌ها تشکيل مي‌دهند. گروه‌هاي فرهنگي تاجيک سمرقند به‌ويژه در سال‌هاي 1992 و 1993 به اتهام داشتن انگيزه‌هاي سياسي، الحاق‌طلبي، و تمايلات جدايي‌خواهانه مورد تعقيب قرار گرفتند، و ازبک‌ها به‌نحو روزافزوني به چندزبانه‌‌گرايي در آموزش و رسانه‌ها اعتراض مي‌کردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 5:7  توسط تورکآز توران  | 

ناسيوناليسم قرقيزستاني

 

قرقيزستان

 

قرقيزستاني، ناسيوناليسم. قرقيزستان كشور كوچكي در آسياي مركزي است كه 7/4 ميليون نفر جمعيت دارد. اين كشور پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 مستقل شد و اين رخدادي بود كه به مردم قرقيزستان اجازه داد براي نخستين بار در تاريخ، دولت ملي خود را تأسيس كنند.

ظهور ناسيوناليسم قرقيزستاني را مي‌توان به سه مرحله تقسيم كرد. در نخستين مرحله كه از قرون وسطا تا سده نوزدهم ادامه داشت قبايل قرقيز كه در مناطق كوهستاني تيان‌شان و پامير آلتاي ساكن بودند زبان، فرهنگ و هويت متمايز خود را ايجاد كردند. در سرتاسر اين دوران، اين صحرانشينان ترك‌زبان با همسايگان خود در ارتباط بودند و به‌تدريج به اسلامي گرويدند كه از صوفي‌گري تأثير پذيرفته بود و در همان حال، ويژگي‌هاي گذشتة شمني خود را نيز حفظ كردند. سنت شفاهي قدرتمند ادبيات و شعر كه استفاده از ساز سنتي كوموز [قوپوز؟] از ويژگي آن بود، مناس را كه يكي از جامع‌ترين افسانه‌هي آسياي مركزي است خلق كرد. مناس كه داستاني درباره قهرمان افسانه‌اي مردم قرقيز است به دائره‌ المعارف تاريخ و سنت‌هاي قرقيز تبديل شد كه نمايانگر فرهنگ ملي متمايزي بود.

مرحلة دوم با سلطة روسيه و سپس اتحاد جماهير شوروي بر آسياي مركزي ارتباط دارد. اين مرحله در اواسط سدة نوزدهم با الحاق اكثر قبايل قرقيز در امپراتوري روسيه آغاز شد. و نقطة عطف اين دوران شكست خانات خوقند از ارتش روسيه و استقرار فرمانداري كل تركستان در سال 1867 بود. الحاق سرزمين‌هاي قرقيزها به امپراتوري روسيه تغييرات فراواني را در پي داشت كه از جمله مي‌توان به مدرن‌سازي نظام‌هاي اقتصادي، آموزشي، و سياسي اشاره كرد. پس از انقلاب روسيه در سال 1917، ده سال طول كشيد تا بلشويك‌ها توانستند بر سرزمين‌هاي قرقيزستان امروزي كاملا مسلط شوند و مقاومت‌هاي محلي را (كه به جنبش باسماچي نيز معروف است) سركوب كنند. در سال 1924، «اوبلاستِ خودمختارِ قره‌ ـ قرقيز» (بخشي از فدراسيون روسيه ) تشكيل شد. در سال 1936، اين جمهوري جايگاه و نام جديدي يافت و «جمهوري شورايي سوسياليستي قرقيز» ناميده شد. رژيم شوروي دين‌زدايي، اعدام روحانيان مسلمان، و بستن مساجد را به همراه آورد. شوروي‌ها الفباي لاتين و بعدها الفباي سيرليك را نيز به ارمغان آوردند، سطح سواد را افزايش دادند، و صنايع مدرن را به منطقه وارد كردند. ولي مدرين‌سازي شوروي به بهاي گزافي به‌دست آمد، چون هزاران تن در جريان پاكسازي‌هاي دوران استالين نابود شدند و توسعه با اقدامات اقتصادي سخت‌گيرانه‌اي همراه بود. به‌تدريج، با افزايش سواد همگاني و طبقة روشنفكر جديد و با كاهش سركوب‌هاي دهة 1960، ناسيوناليسم نوين قرقيزي ظهور كرد.

 

پرچم قرقيزستان

 

سومين مرحله پس از فروپاشي شوروي در سال 1991 آغاز شد، برخلاف جمهوري‌هاي درياي بالتيك و آذربايجان، سياست پروسترويكاي گورباچف جنبش رهايي‌بخش ملي يا مشاركت گسترده مردم قرقيزستان در سياست را تسريع نكرد. سير استقلال قرقيزستان در سال 1991 خالي از كشمكش‌ها و درگيري‌هاي رهايي‌بخش بزرگ ملي بود. اين فرايند، به استثناي درگيري‌هاي بين قومي ژوئن 1990 در جنوب قرقيزستان كلا صلح‌آميز بود. اگر چه در اوايل دهة 1990 گروه‌هاي ناسيوناليستي افراطي قدرتمند و پرتوان بودند، ولي در اواسط دهة 1990 دولت سياست ناسيوناليسم معتدلي را برگزيد. به موجب قانون زبان‌هاي سال 1990 قرقيزستان، زبان قرقيز به‌‌عنوان زبان رسمي جايگزين زبان روسي شد. البته هيچ‌گاه بر اجراي اين قانون پافشاري نشده است و الفباي سيرليك هنوز در قرقيزستان رواج دارد. اين جمهوري از سال 1989 تا 1996 شاهد مهاجرت گستردة مردم بود (تقريبا 15 درصد جمعيت كه اكثرا روس‌ها و روس‌زبان‌‌ها بودند كشور را ترك كردند) عسگر آقايف رهبر قرقيزستان به سوي ناسيوناليسم معتدل، احياي نمادهاي ملي (از قبيل مناس) و انديشة مدرن‌سازي فن‌سالارانة كشور روي آورد. وي بندي از «قانون زمين» را كه اعلام مي‌كرد زمين‌هاي كشور ثروت قوم قرقيز هستند لغو كرد. آقايف طرفدار آزادسازي «قانون زبان» نيز بود و به قانونگذاران پيشنهاد كرد زبان روسي زبان رسمي كشور (و زبان قرقيز زبان دولتي) محسوب شود. قانون اساسي جديد كه در مة سال 1993 رسميت يافت حقوق برابر همة مردم كشور را تضمين مي‌كند و ماهيت غير ديني جمهور را حفظ كرده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 2:55  توسط تورکآز توران  | 

عسگر آقايف

عسكر آقايف

آقايف، عسگر، (1944 ـ      ). سياستمدار و دانشمند قرقيز، نخستين رئيس‌جمهور قرقيزستان. آقايف در نوامبر 1944 در قزل ـ‌بيرق در منطقة كمين، بعد جمهوري شوري قرقيزستان، به‌دنيا آمد. پس از پايان دوران مدرسه در دهكدة زادگاهش به مدت يك‌سال در كارخانة فرونزباش در فرونز (اكنون بيشكك) كار كرد. تحصيلات دانشگاهي خود را در 1968 كامل كرد و در 1972 به اخذ درجة Kandidat Nauk در «مؤسسة مهندسي دقيق و اوپتيك» در لنينگراد (اكنون سن‌پترزبورگ) نايل آمد. از 1972 تا 1986 در لنينگراد و سپس فرونز به تدريس پرداخت. فعاليت سياسي خود را با پيوستن به حزب كمونيست حاكم در 1981 آغاز كرد. در 1986 ـ 1987 رياست «ادارة علوم و آموزش كميتة مركزي حزب كمونيست قرقيز» را بر عهده داشت. در 1987 به معاونت و در 1989 به رياست «آكادمي علوم قرقيزستان» برگزيده شد. او بيش از 80 تأليف منتشر كرده است.

آقايف در 1989 به‌نمايندگي خلق در پارلمان شوروي انتخاب شد، جايي كه يكي از اعضاي شوراي مليت‌ها بود. در اكتبر 1990 از سوي مجلس‌جمهوري به‌‌عنوان نخستين رئيس‌جمهوري قرقيزستان برگزيده شد كه در انتخابات عمومي 1991 مورد تأييد قرار گرفت. روزنامه‌هاي شوروي در 1990 و 1991 او را به‌‌عنوان يكي از 20 سياستمدار محبوب در اتحاد شوروي سوسياليستي انتخاب كردند.

ديدگاه‌هاي آقايف دربارة فرايند سياسي و مسألة مليت بر اساس تجربة شخصي او به‌عنوان يك دانشمند و تجربة او به‌‌عنوان يك عضو پارلمان شوروي شكل گرفته بود. كشمكش متقابل قومي در بخش جنوبي كشور طي تابستان 1990 نيز بر گرايش‌هاي سياسي او تأثير آشكار نهاد. پس از فروپاشي شوروي، او با اصلاح نظام سياسي كشور، اين جمهوري را به يكي از دموكراتيك‌ترين كشورهاي آسياي مركزي تبديل كرد و از تنش‌هاي بين قرقيزها و گروه‌هاي قومي ديگر كاست. او ماده‌اي از قانون املاك را كه منابع ارضي كور را متعلق به قوم قرقيز مي‌دانست منسوخ كرد. همچنين از قانون مربوط به آزادي زبان حمايت كرد و زبان روسي را به‌‌عنوان زبان رسمي جمهوري برگزيد (زبان قرقيزي زبان دولتي است). قانون اساسي جديد كه در مه 1993 به‌تصويب رسيد، مدافع حقوق برابر همة مردم و حافظ سرشت غير مذهبي جمهوري است.

رئيس‌جمهور آقايف پس از انتخاب مجدد براي دومين دوره در دسامبر 1995، با توجه به ازهم پاشيدگي اقتصادي، نسبت به مخالفان و رسانه‌هاي گروهي موضعي سختگيرانه‌تر در پيش گرفت. همچنين از طريق همه‌پرسي سال 1996 قدرت‌هاي گستردة خويش را استحكام بخشيد. هر چند كه مخالفان سياسي وي غالبا آقايف را به گرايش‌هاي مستبدانه متهم مي‌كنند، او در دهة 1990 نيز جنبه‌هاي دموكراتيك سياست خويش را همچنان حفظ كرد. او از مفهوم مدرن‌گرايي تكنوكراتيك به‌‌عنوان انديشة وحدت‌بخش ملي به‌عنوان بديلي در مقابل ناسيوناليسم افراطي يا ارزش‌هاي سنتي حمايت مي‌كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 2:50  توسط تورکآز توران  | 

چنگیز آیتماتف

 

cengizaytmatov

 

آيتماتف، چنگيز، (1928 ـ     ). نويسنده و سياستمدار قرقيز، متولد دسامبر 1928 در دهكدة شكر در منطقة كيروف، بعد جمهوري شوري قرقيزستان، او پسر يكي از كمونيست‌هاي معروف قرقيزستان بود كه طي تصفيه‌هاي استاليني 1937 سركوب شد.

در 1942، در سن چهارده سالگي، در دهكدة خود آغاز به كار كرد. سپس در مؤسسة كشاورزي قرقيزستان به تحصيل پرداخت و به نوشتن داستان‌هاي كوتاه روي آورد. در 1956 ـ 1958 در «مؤسسه ادبي گوركي» (مسكو) حضور يافت. در 1959 به حزب كمونيست پيوست و در سال‌هاي 1959 ـ 1989 به‌عنوان خبرنگار براي روزنامة معتبر پراودا كار كرد، آيتماتف نمايندة خلق در شوراي عالي (مجلس شوروي) بود؛ او يكي از اعضاي كميتة مركزي حزب كمونيست نيز بود. او از نوامبر 1990 سفير روسيه در لوكزامبورگ بوده است.

اما فعاليت‌هاي ادبي آيتماتف بود كه موجب شهرت او به‌عنوان يكي از برجسته‌ترين نويسندگان غير روسي‌زبان روسي گرديد. نخستين نوشته‌هاي او آينده‌اي بود از تصوير پردازي ظريف روانشناختي و فرهنگ جادويي، چشم‌اندازها و شيوة زندگي روستايي جامعة سنتي قرقيزستان [افسانه‌هاي كوهستان‌ها و استپ‌ها (1962)، بدرود، گلزاري! (1966 ـ 1970)؛ و كشتي سفيد (1970 ـ 1972)]. داستان‌هاي ژاميلييا (1958) و پروي اوچي‌تل (1962) او به‌صورت فيلم درآمدند و تبديل به آثار كلاسيك سينماي قرقيزستان شدند.

 

آيتماتف نخستين نويسندة قرقيز بود كه درك فرهنگ مردمي و سنتي قرقيزستان را تا سطح تحليل‌هاي روانشناختي ارتقا داد. آيتماتف در نوشته‌هاي اخير خود، با تفاوت‌هايي ظريف بار ديگر به مضامين اولية خود بازگشت. آيتماتف در آثار خود تصوير‌هاي سنتي فرهنگ مردمي قرقيز را با نقشمايه‌‌هاي ادبيات كلاسيك جهان در بافتي از واقعه‌هاي پرخطر اجتماعي به‌هم مي‌آميزد،. [روزي كه بيش از يكصد سال مي‌پايد (1980 ـ 1983)؛ پلاخا (1986)‌؛ و تاورو ساساندري (1977)]. اغلب رمان‌هاي او، كه توسط استوديوي فيلمسازي قرقيز به‌صورت فيلم درآمده‌اند، تأثيري نيرومند بر شكل‌گيري جهان‌بيني قرقيزها داشته‌اند.

آيتماتف در دوران پس از شوري قرقيزستان همچنان به‌عنوان يكي از محبوب‌ترين نويسندگان و سياستمداران قرقيزستان باقي مانده است. هم او بود كه در اكتبر 1990 آقايف را به‌عنوان نامزد رياست‌جمهوري پيشنهاد كرد. در دهة 1990 نيز طي مباحثات مربوط به قانون و زبان‌ها و ديگر مسائل، وي از ناسيوناليسم ميانه‌روانة آقايف در مقابل تندروي‌هاي ناسيوناليست‌ها حمايت كرد.

آيتماتف هم در اتحاد شوروي و هم در ميان كشورهاي مستقل مشترك‌المنافع كنوني، يكي از معروف‌ترين نويسندگان غير روس است. او داراي شهرتي بين‌المللي است و داستان‌هاي كوتاه و رمان‌هاي او به 130 زبان و با شمارگاني كلي 40 ميليون نسخه منتشر شده‌اند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 2:41  توسط تورکآز توران  | 

حيدر علي‌اف

حيدر علي‌اف

علي‌اف، حيدر، (1923 ـ 2004). سياستمدار و چهرة سياسي مهم [جمهوري] آذربايجان در دوران پس از جنگ جهاني دوم. زادة نخجوان كه پايگاه سياسي اولية او بوده است. حيدر عليرضا اوغلو علي‌اف از اكتبر 1993 به‌عنوان دومين رئيس‌جمهور منتخب [جمهوري] آذربايجان در دوران پس از فروپاشي شوروي بر سر كار بروده است. علي‌اف در نوامبر 1992 «حزب سياسي آذربايجان نوين» (يني) را تأسيس كرد.

علي‌اف در دوران حكومت شوروي، مقامات مختلفي را در حزب و دستگاه امنيتي بر عهده داشت، از جمله رياست «كا گ ب» در جمهوري [آذربايجان] و نخستين دبير كل كميتة مركزي حزب كمونيست آذربايجاني‌اي بود كه به عضويت در «پوليت بوروي شوروي» برگزيده شد، و از 1976 به‌‌عنوان نامزد و از 1982 به‌عنوان عضو كامل در اين مقام بود تا ميخائيل گورباچف در 1987 وي را بركنار كرد.

نقش علي‌اف در جنبش ملي‌گرايي آذربايجان معاصر موضوعي جدل‌انگيز است. طرفداران علي‌اف به نقش او در دوران شوروي اشاره دارند که مانع مهاجرت آذربايجاني‌ها و مقاصد مسكو در جذب «كارگران مازاد» به روسيه شد، و نيز به موفقيت‌هاي محدود او در ايجاد صنايع در آذربايجان و بهبود اوضاع اقتصادي جمهوري در دوران زمامداري وي. علاوه بر اين، حاميان علي‌اف از نقش او در اعادة حيثيت پس از مرگ چهره‌هاي فرهنگي مهم آذربايجان مثل حسين جاويدِ نمايشنامه‌نويس ياد مي‌كنند، و نيز از تلاش‌هاي او براي تقويت پيوند با آذربايجاني‌هاي ايران، از جمله برپايي هفتمين كنگرة نويسندگان جمهوري آذربايجان شوروي در 1981 در باكو. به‌علاوة، منطقة نخجوان، تحت رهبري علي‌اف، در آستانة فروپاشي شوروي همه‌پرسي مربوط به ادامة اتحاد اين منطقه را رد كرد.

در مقابل، منتقدان علي‌اف باور ندارند كه او نقش مهمي در گسترش ناسيوناليسم آذربايجاني داشته و به گذشتة وي به‌‌عنوان رئيس «كا گ ب» ستايش‌‌هاي معروف وي از لئونيد برژنف و سياست‌هاي مسكو به هنگام داشتن مقام رسمي در حزب كمونيست، و سركوب چهره‌هاي ناسيوناليست آذربايجاني در دوران حكومت شوروي اشاره مي‌كنند.

علي‌اف به‌عنوان رئيس‌جمهوري مستقل آذربايجان از اواخر 1993، در راه تقويت استقلال و ثبات كشور كوشيده و سياست خارجي كشور را به‌شيوه‌اي پيش برده است كه مانع اتكاي اين كشور به هر يك از همسايگان آذربايجان بوده است. علي‌اف شيوه‌اي ملي‌گرايانه در پيش گرفته و در تلاش براي گسترش و رواج فرهنگ و زبان آذربايجاني در جمهوري آذربايجان است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 2:0  توسط تورکآز توران  | 

مصطفي جميلف

تاتار خالقي‌نين ميلي قهرماني؛ كريمه‌اوغلو؛ مصطفي جميل اوغلو

جميلف، مصطفي، (1944 ـ          ). برجسته‌ترين رهبر ناسيوناليست در جنبش ناسيوناليستي تاتارهاي كريمه. در روستاي آي‌‍سِرز در منطقة سوداكِ شبه‌جزيرة كريمه به دنيا آمد. جميلف (كه اغلب ژميلف ناميده مي‌شود) در 18 مه 1944، در هفت‌ماهگي، به همراه تقريبا 200000 نفر ديگر از ملت تاتار كريمه (گروه قومي ترك‌نژاد مسلمان كه بومي شبه‌جزيرة كريمه هستند) از ميهن خود به آسياي مركزي (در درجة نخست ازبكستان) رانده شدند. همة تاتارهاي كريمه، از جمله زنان و كودكاني مانند جميلف، به دروغ به «خيانت جمعي» عليه روسيه شوروي در دوراني كه آن بخش اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي در اشغال نازي‌ها بود متهم و از سرزمين و ميهن نياكان خود پاكسازي قومي شدند.

خانوادة جميلف به اردوگاه اقامتي ويژه‌اي در شهر گلستان در ازبكستان تبعيد شد، و در سال 1956 بود كه آنان، همچون بقيه ملت تاتار كريمه، از اردوگاه‌ها مرخص شدند، حق نداشتند به سرزمين آبا و اجدادي خود بازگردند؛ و آن سرزمين در نبود تاتارهاي كريمه بخشي از اوكراين شده بود. در اين وقت بسياري از تاتارهاي كريمه براي بازگشت به سرزمين زادگاه خود دست به آشوب زدند.

جميلف كه در يك كارخانة هواپيماسازي در تاشكند پايتخت ازبكستان كار مي‌كرد، در دهة 1960 به جنبش ملي تاتارهاي كريمه پيوست و به زودي خود را به‌عنوان سخنگويي جسور در آن نهضت به نظام شوروي شناساند. جميلف جزو جناحي جوان از جنبش ملي تاتارهاي كريمه بود كه خواهان چالش مستقيم با سياست دولت شوروي در مورد منع تاتارهاي كريمه از بازگشت به ميهن بودند. جميلف و گارد جوانان به جاي ادامه دادن سياست انفعالي ارسال عرضحال‌هايي به مسكو و تقاضاي حق بازگشت به كريمه، درصدد برآمدند مبارزة خود را به جنبش گسترده‌تر نارضايتي در اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي متصل كنند.

جميلف به خاطر فعاليت‌هاي «ضد شوروي»‌اش شش بار به زندان افتاد (نخستين محكوميت در سال 1969 رخ داد). او از فرصت محكوميت‌هايش استفاده مي‌كرد و با سخناني آتشين خواهان خق مردمانش به بازگشت به زادبومشان مي‌شد. جميلف از زمان نخستين ‌دستگيري‌اش در بيست و سه سالگي تا چهل و سه‌ سالگي فقط هفت سال را خارج از زندان گذراند. مورد جميلف از سوي ناراضيان شوروي، همچون آندره ساخاروف، براي آگاهي جهان منتشر شد، و او به زودي در ميان مردمش به موقعيتي همانند ماندلا دست يافت.

در اواخر سال 1980 صحنة سياسي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي، تحت تأثير سياست درهاي باز ميخائيل گورباچف، رئيس‌جمهور [وقت] شوروي، رو به تغيير نهاده بود. و جميلف از زندان آزاد شد. در سال 1989 دولت شوروي به فشار تاتارهاي ناسيوناليست كريمه نيز تسليم شد و به تاتارهاي تبعيدي كريمه حق بازگشت به ميهنشان را اعطا كرد.

در سال 1991 گروه‌هاي غير رسمي «پيشقدمان» تاتارهاي كريمه (سلول‌هاي ناراضيان) جاي خود را به دو حزب ناسيوناليست دادند، به نام «جنبش ملي تاتارهاي كريمه» و «سازمان جنبش ملي تاتارهاي كريمه». جميلف به رهبري حزب افراطي‌تر يعني « سازمان جنبش ملي تاتارهاي كريمه» انتخاب شد، كه در خواسته‌هايش براي بازگشت كامل مردم تاتار كريمه به شبه جزيرة كريمه به هيچ سازشي تن نمي‌داد. تاتارهاي كريمه در ژوئن 1991 در سيمفروپل، پايتخت جمهوري كريمه، كنگره‌اي تاريخي برگزار كردند، و جميلف را (كه بر او نام افتخارآمير كريم‌اوغلو، يعني «پسر كريمه» نهاده بودند) به رياست يك دولت موازي تاتاري كريمه كه «مجلس » ناميد مي‌شود، انتخاب كردند.

در سال‌هاي بعد بيشتر كارهاي مصطفي جميلف بر كسب شهروندي اوكراين و حقوق بشر براي ده‌ها هزار تن از تاتارهاي كريمه متمركز بود است كه از سال 1889 به بعد از آسياي مركزي به كريمه مهاجرت کرده بودند (تقريبا نيمي از 500000 نفر تاتارهاي دوران اتحاد شوروي پيشين به كريمه بازگشته‌اند). در حالي كه تاتارهاي بازگشته به كريمه، كه شديدا ناسيوناليست هستند، در موارد عديده با جمعيت‌هاي اسلاو محلي برخورد پيدا كرده‌اند، جميلف عمدتا به‌‌عنوان شخصي ميانه‌رو شناخته شده است. راهكارهاي جميلف در عين حال كه قويا خواهان حقوق مردمش نسبت به ميهنشان در كريمه است، به عدم خشونت گرايش دارد.

جميلف در سال 1998 به‌‌عنوان نامزد حزب روخ (حزبي اوكرايني و ناسيوناليست كه از قضية تاتارهاي كريمه جانبداري مي‌كند) به نمايندگي مجلس اوكراين انتخاب شد. جميلف، تازيانه و منتقد خستگي‌ناپذير سامانة دولتي‌اي كه مردمانش را سركوب كرده است، اكنون در داخل آن سامانه كار مي‌كند تا سرنوشت آن مردمان فقير را بهبود بخشد كه مي‌كوشند زندگي خود را در كريمه پس از شوروي كه روس‌هاي محلي بر آن سلطه دارند، بازسازي كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 2:58  توسط تورکآز توران  |